تبليغاتX
انجمن شاعران مرده

و آن گاه که سخت واژه های تند مزه کرده در دهان آدمی،

باور اصیل بودن را از آدمی می ستانند و به جای قطره ای

دریایی از نفرت را بر آدمی آسان می کند؛

می باید چنین پنداشت که آیا باید بود!

که آیا باید تلخ زهر های مرگ را قطره قطره باور کرد!

و آنان که به به تو حتی کوچکی نه اگر اندکی

باور داشتند می دانستند که باید

تکه های گداخته هستی را با قطره های تلخ وار مرگ خاموش کرد.

مرگ.س

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 9:28 |

لاشخور

میز تحریری خون آلود

مرگ قدم زنان واژه ها را می شکافد

قلمی از رقص  می ایستد

آخرین واژه که قلبم به ذهن می سپارد

آخرین تقلایش خواهد بود !

مردن دگر نیست

رفتن است

آغاز دوباره دگر نیست

رفتن است

لاشه بو کرده مرگ

لاشخور های قدیس را

برای بودن می خواند

جشنی برای مردار خوارها

بر لاشه ای از عشق!

و مردی که دگر نیست

و میز تحریری خون آلود

و دگر مهم نیست

لاشخورها رفته اند!!..

مرگ.س

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 23:54 |

تباهی

خدا از آسمان دور

در قلبی نگاهی از نور

سیاهی حکم فرمای راهی پر نور

خورشید از نور در پی سیاهی

می افتد.

از مرگ برای مردن زاده شدن

ماه – تابید

جاده ای از مرگ و نمور از تاریکی

مرگی که در آسمان درخشش یکه تاز تاریکی است

سر افکنده و خاموش

آسمان تاریک را به کشتار گاه نور می کشد

روزی نو و ابدیتی تازه !

 

مرگ . س

 

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 0:1 |

وصيت میکنم روز قبل از قيامت دست چپم را ببريد

وصيت میکنم روی سنگ قبرم هيچ ننويسيد.

وصيت میکنم نگذاريد لاشخورها چشمهايم را درآورند

وصيت میکنم قلبم را در آتشدان يک آتشکده بياندازيد

وصيت میکنم سيزده به در هر سال مرا از قبرم بيرون بياوريد

وصيت میکنم هر عيد توی دستم گندم بکاريد

.وصيت میکنم روز قبل از قيامت گوشهايم را ببريد

وصيت میکنم قبل از اينکه خدا شما را بکشد خودتان را بکشيد

وصيت میکنم مرا عريان به خاک بسپاريد

وصيت میکنم به همه بگوييد من از درد مردم

وصيت میکنم مرا زير بلوطی سر راه خاک کنيد

وصيت میکنم به جای فاتحه برايم غزل بخوانيد

وصيت میکنم برای قلمم طلب آمرزش کنيد

وصيت میکنم قبرم را پر از خارهای گل رز کنيد

وصيت میکنم سر قبرم موبايل هايتان را خاموش کنيد

وصيت میکنم بعد مرگم بغضم را از گلويم بيرون بياوريد

من گورم را گم کردم ولی

وصيت میکنم شما گورم را گم نکنيد

 

 

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 21:46 |

بخش دانلود آهنگ های ملایم بلاخره راه افتاد

نه --- جای دوری نیست تو همین بلاگه

منوی اونو میتونید از تو منو ها مشاهده کنید.

امیدوارم که خوشتون بیاد 

 لینک مستقیم

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 5:46 |

آذرخش درخشید

ماه تابید

ابر بارید

اما تو…

اما تو؛

نه،

خدا چه شد!!

آسمان چه می خشکد!؟

زمین که بارید

من به انتها رسیدم

همچون طفلی خسته از بازی روزانه به خواب

 

مرگ . س

 

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در شنبه هشتم مهر 1385 و ساعت 0:4 |

 احمد شاملو

هرگز از مرگ نهراسيده ام

اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.

هراس من – باري – همه از مردن در سرزميني است

که مزد گورکن

از آزادي آدمي

افزون تر باشد

 

جستن

يافتن

و آنگاه

به اختيار برگزيدن

و از خويشتن خويش

با روئی پی افکندن...

اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيش تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.

 

از احمد شاملو

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 23:36 |