وصيت میکنم روز قبل از قيامت دست چپم را ببريد
وصيت میکنم روی سنگ قبرم هيچ ننويسيد.
وصيت میکنم نگذاريد لاشخورها چشمهايم را درآورند
وصيت میکنم قلبم را در آتشدان يک آتشکده بياندازيد
وصيت میکنم سيزده به در هر سال مرا از قبرم بيرون بياوريد
وصيت میکنم هر عيد توی دستم گندم بکاريد
.وصيت میکنم روز قبل از قيامت گوشهايم را ببريد
وصيت میکنم قبل از اينکه خدا شما را بکشد خودتان را بکشيد
وصيت میکنم مرا عريان به خاک بسپاريد
وصيت میکنم به همه بگوييد من از درد مردم
وصيت میکنم مرا زير بلوطی سر راه خاک کنيد
وصيت میکنم به جای فاتحه برايم غزل بخوانيد
وصيت میکنم برای قلمم طلب آمرزش کنيد
وصيت میکنم قبرم را پر از خارهای گل رز کنيد
وصيت میکنم سر قبرم موبايل هايتان را خاموش کنيد
وصيت میکنم بعد مرگم بغضم را از گلويم بيرون بياوريد
من گورم را گم کردم ولی
وصيت میکنم شما گورم را گم نکنيد

+ نوشته شده توسط یه دیونه که مرده در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت
21:46 |